سديد الدين محمد عوفى
294
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
نباشد . پس اسلام آورد و از جملهء بزرگان دين گشت . [ جواب طلحه به ميهمانى كه در پذيرايى از او تقصير رفته بود ] حكايت ( 9 ) آوردهاند كه طلحة الطلحات در واقعهاى « 1 » به قبيلهاى « 2 » نزول كرد و مهتر آن قبيله « 3 » مالك بن عوف بود . چون او را نشناخت مهماندارى زيادت « 4 » نكرد « 5 » و در بزرگ داشتن او تقصير نمود . چون او به قبيلهء خود رفت « 6 » مالك عوف را خبر شد كه طلحة الطلحات « 7 » به قبيلهء او نزول كرده « 8 » و در مهماندارى او تقصير رفته بود . به خدمت او نوشت و در آنجا ياد كرد كه از تقصيرى كه در باب تو رفته است پشيمانم و اوميدوار به « 9 » عفوم « 10 » و عذر « 11 » مىخواهم از تو ، و شيوهء « 12 » كرم تو معذور داشتن ندامت « 13 » زدگانست « 14 » و نيز ترا از جمله بزرگان و مهتران نشناختم ، بدين سبب مستوجب عفو هستم « 15 » . طلحه جواب بازنوشت كه : آنچه از كرم و عفو من گفتى همچنان است ، كرم من قوّت احتمال اضعاف آن مىدارد « 16 » و عفو مرا خود سمت « 17 » طبيعى و خلق « 18 » غريزى است . و اما آنچه گفتى كه من در تقصير معذورم كه ترا نمىشناختم و نمىدانستم « 19 » اين سخنى نامستقيم است و از منهج كرم دور چه اعزاز و اكرام را به « 20 » اشراف و كرام مخصوص داشتن « 21 » نصاب « 22 » كرم نبود « 23 » . هر مسلمانى كه به قبيلهء تو نزول كند بايد
--> ( 1 ) مج + تنها برون آمده بود ، بنياد + تنها ( 2 ) مپ 2 و بنياد + قيس ( 3 ) مج : مهتر ايشان ( 4 ) مج - زيادت ( 5 ) متن - مهماندارى زيادت نكرد ( 6 ) متن : شد ( 7 ) مپ 2 - الطلحات ( 8 ) متن : رفته بود ، مپ 2 : رفت ( 9 ) مج - به ( 10 ) مپ 2 - و اميدوار به عفوم ( 11 ) متن : عذرى ( 12 ) مپ 2 : و از ( 13 ) متن و مپ 2 - ندامت ( 14 ) متن و مپ 2 و بنياد : بزرگانست ، مج : كنندگانست ، تصحيح قياسى است ، ( 15 ) مج : و من نيز مستوجب عفو هستم كه ترا از جمله بزرگان و مهتران نشناختم ، مپ 2 - بدينسبب مستوجب عفو هستم ( 16 ) مج - كرم من قوت احتمال اضعاف آن مىدارد ( 17 ) مج : عادت ( 18 ) متن : غدر ( 19 ) مپ 2 : ترا نشناختم ( 20 ) مپ 2 : اكرام را آنست كه ( 21 ) متن و مپ 2 : داشتى ( 22 ) متن : نصيب ، ساير نسخهها اين لغت را ننوشتهاند تصحيح قياسى است ( 23 ) متن + هر كه در حريم تو نزول كرد بايد كه مايده بىفايده نبود ، بدين نصيب ، مج + هر كه در حرم نزول كرده در مهماندارى او تقصير نكند و مهمان از مايده او فايده گيرد